مرتضى راوندى

461

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قارهء هندوستان در قرن يازدهم ، سرمايه‌داران مسلمان به آنجا روى آوردند . در قرن سيزدهم جمع كثيرى از مهاجرين شرق ميانه ، منجمله اسماعيليان كه از حملهء مغولها فرار كرده بودند ، به شهر دهلى روى آوردند . به اين ترتيب ، نه تنها عده‌اى از مردم بلكه سرمايه‌هاى آنها نيز در اين خطه متمركز گرديد ، و دهلى به صورت « وال استريت » ، سوق الصيارف نيويورك ، درآمد . علاوه بر اين ، چون مردم ديگر ممالك اسلامى راجع به ارزش طلاى مصر و هندوستان غلو مىكردند آخرين تخصصهاى بازرگانى و صنعتى و كلا ثروت ملى كه در اثر حملهء مغول دچار بىاعتبارى كامل شده بود ، بسوى دهلى و قاهره روان گرديد . در اين دوره سكهء طلاى هند ، همطراز دينار مصر بود ، كه در اين هنگام « اشرفى » ناميده مىشد و اين نام مأخوذ از الاشرف ( 1293 - 1290 ) سلطان مملوك است كه نه تنها بر فرانكها بلكه بر مغولها نيز فائق آمد . يك روى دينار او نوشته بود : « محمد رسول اللّه » و روى ديگر « ضرب بالاسكندريه فى الدولة الاشرفيه » . وزن اشرفى يك مثقال بود و در ايران آن را « درست‌زر » مىگفتند . پول طلا و نقره در اسلام ، در حكم كالا و متاع بود و همواره ارزش آن با وزن معين مىشد . عمل عمدهء صرافان خرده كار تعيين عيار آن و به اصطلاح سعر آن بود ، كه اكنون ارز گويند ، يعنى سيم و زر را تسعير مىكردند . معذلك حكومتها و دولتهاى شرقى به دو علت سكه مىزدند : يكى از اين جهت كه روى سكه‌هاى رايج نام پادشاه وقت حك شده بود ، ديگر آنكه نام پادشاه و حكمران هر منطقه در روى سكه اعتبار قانونى مسكوكات رايج را تأمين مىكرد . با اين حال ، بعضى از كشورهاى ورشكسته به عناوين و مقررات قانونى احترام نمىگذاشتند و مرتبا مقدارى مس در مسكوكات سيم و زر خود اضافه مىكردند . ولى بازرگانان نيز خبير و بصير بودند و سكه‌هاى تقلبى را به خوبى تشخيص مىدادند و اصولا علم معروف به جبر و مقابله از اين فن صرافى و عياردانى پديد آمد . صرافان نيز يكى از مهمترين اشتغالاتشان اين بود كه با طرق علمى و رياضى و مطمئن ، عيار مسكوكات را معين و مشخص نمايند . » « 1 » در كتاب معالم القربه ( آيين شهردارى ) ، راجع به اوزان چنين مىخوانيم : « قنطار مساوى 1200 اوقيه است ، و رطل 12 اوقيه ، و اوقيه 12 درهم . اما رطل شهرها با يكديگر فرق دارد ؛ فى المثل ، رطل حجازى 120 و رطل مصرى 144 درهم است . در محله‌ها نيز رطلها گوناگون است . مثقال به اتفاق علما يك درهم و دو دانگ‌ونيم است ، و دانگ 24 قيراط و قيراط 7 / 4 3 حبه و حبه 7 / 5 85 دانه . » « 2 » به اين ترتيب ، مىبينيم كه اوزان و اندازه‌ها در ممالك اسلامى يكسان و همآهنگ نبود . محتسب مكلف بود كه ترازوداران را وادار كند كه از ترازوى صحيح و بيعيب استفاده كنند ؛ وزنه‌ها آهنى و ممهور باشد . و محتسب بايد گاه و بيگاه ، مثقالها ، سنگها و رطلها و حبه‌ها را مورد آزمايش قرار دهد ، و گاه قپان قبطى و پيمانه‌ها را بازرسى كند ، و اگر غش و

--> ( 1 ) . زندگى مسلمانان در قرون وسطى ، پيشين . ص 426 - 421 ( به اختصار ) . ( 2 ) . آيين شهردارى ، پيشين . ص 65 - 63 ( به اختصار ) .